هر وقت مادر
رنگریزانِ حیاطِ پاییز را جارو می کند،
ردِّ پایِ قطره هایی که به دنبال هم می دوند،
دلِ شیشه را می ترکاند…
مادر هنوز نمی داند که
لبخندِ خدا به بُن بَست می رسد
وقتی کسی
عاشقانه ترین نقاشی اش را
خسته و بی حوصله
خط خطی می کند.
شنبه, نوامبر 3, 2007 روی (شعرهای من)
هر وقت مادر
رنگریزانِ حیاطِ پاییز را جارو می کند،
ردِّ پایِ قطره هایی که به دنبال هم می دوند،
دلِ شیشه را می ترکاند…
مادر هنوز نمی داند که
لبخندِ خدا به بُن بَست می رسد
وقتی کسی
عاشقانه ترین نقاشی اش را
خسته و بی حوصله
خط خطی می کند.
| حمید در تاریخ محمد علی بهمن… | |
| nima در تاریخ مائده های زمینی/… | |
| Bita در تاریخ | |
| Anonymous در تاریخ درباره ی من | |
| vorojak در تاریخ خاله بازی |
وبلاگ روی وردپرس.کام. · Theme: Thirteen by Beccary