آثار جلال آل احمد(1)

 

از دیدگاه قالب و کالبد نوشته‌های آل احمد به دو دسته‌ی جدا از هم تقسیم می‌شود:

الف) گزارش‌ها و مقاله‌ها

ب) قصه‌ها.

می‌توان مورد الف را نیز به سه بخش:

1) گزارش

2) سفرنامه‌های جغرافیایی و سیاسی

3) مقاله‌های تربیتی و آموزشی

تقسیم کرد. برای نمونه «اورازان»، «تات نشین‌های بلوک زهرا» و «درّ یتیم جزیره‌ی خارک»، گزارش‌های مشاهده‌ای و «خسی در میقات»، «سفرنامه‌ی روس» و «سفر به ولایت عزرائیل» سفرنامه‌ی جغرافیایی و سیاسی و «هفت مقاله»، «سه مقاله‌ی دیگر»، «غرب زدگی»، «کارنامه‌ی سه ساله»، «ارزیابی شتابزده»، «یک چاه و دو چاله» و «در خدمت و خیانت روشنفکران»، از نوع مقاله‌های تربیتی و آموزشی است.

در قصه نویسی نیز می‌توان کارهای جلال را با توجه به قالب آنها به سه دسته تقسیم کرد:

الف) داستان‌های نیمه بلند که بیشتر شبیه به رمان است؛ مانند «مدیر مدرسه» و «نفرین زمین».

ب) داستان‌ها کوتاه که به شکل مجموعه داستان چاپ شده‌است؛ مانند: «پنج داستان»، «دید و بازدید»، «از رنجی که می‌بریم»، «زن زیادی» و «سه تار». این نوع آثار جلال از سبک واقع گرایی برخوردار است.

ج) داستان‌های تمثیلی: در بررسی کالبد و ویژگی‌های داستان‌های جلال، گاهی به داستان‌های تمثیلی هم بر‌می‌خوریم؛ آثاری مثل: « داستان کندوها» و«نون والقلم».

او همچنین در دوران فترت کارهای سیاسی خود، به قصد یادگیری و تمرین زبان خارجی، دست به ترجمه‌ی آثاری از «آندره ژید»، «کامو»، «سارتر» و «داستایوفسکی» و … می‌زند که از آن جمله است: «قمارباز»، «بیگانه»، «سوء تفاهم»، «دست‌های آلوده»، «بازگشت از شوروی»، «مائده‌های زمینی»، «کرگدن»، «عبور از خط» و «تشنگی و گشنگی».

روی هم رفته در پیکر تراشی نوشته‌ها باید بگوییم که او در سبک و سیاق نویسندگی به شدت تنوع طلب بوده و قالب‌های مختلفی را به کار گرفته است. این مسأله به زعم برخی، نشان دهنده‌ی وسعت مشرب هنری و نگاه او به ادبیات و نوشتن است و به عقیده‌ی برخی دیگر او را از مقام یک نویسنده‌ی خوب و توانا به ژورنالیستی تبدیل می‌کند که هر از چند گاهی با توجه به فضای زمان و روزگارش، سبک نوشتاری تازه‌ای را تجربه می‌کند تا از موج حوادث و دایره‌ی وقایع آنقدرها هم به دور نباشد.

 

در آینده گزارش‌ها (تک نگاری‌ها) ی او را معرفی خواهم کرد.

2 دیدگاه

  1. بابا كوشا گفت،

    جمعه, فوریه 1, 2008 روی

    سلام دخترم
    يه دفعه ميري حاجي حاجي مكه
    خبري از شما نداشتيم مدتي
    بيشتر ببينيم و بيشتر بخوانيم
    جالب بود
    پاينده باشي و شاد

  2. Heaven Searcher گفت،

    یکشنبه, فوریه 3, 2008 روی

    باقسمت آخر که نوشتی او ژورنالیستی است که هر از چند گاهی با توجه به فضای زمان و روزگارش، سبک نوشتاری تازه‌ای را تجربه می‌کند تا از موج حوادث و دایره‌ی وقایع آنقدرها هم به دور نباشد موافقم !

نظر بدهید