گواهی

 

درد می‌کند گلویم

از بس

شیهه‌های سرکش‌ام را فروخورده‌ام

*

زخم است حنجره‌ام

و صدایم دارد تَرَک می‌خورد

از بس

حرف‌های شورشی‌ام را حلق آویز کرده‌ام

*

خوب نیستم

خفقان گرفته‌ام

این دست‌های عاطلِ بی‌کار

گواه غیبت طولانی من است!

16 دیدگاه

  1. عمو اروند گفت،

    دوشنبه, فوریه 11, 2008 روی

    بی‌مناسبت با روزهای انقلاب نیست که ازادی فریاد می‌زدیم و بما قول آزادی بیان می‌دادند ولی به قدرت که رسیدند گفتند” قلم‌هایتان بشکند” و صاحبان قلم را نیز شکستند.

  2. gajamoo گفت،

    دوشنبه, فوریه 11, 2008 روی

    رسیدن شما بخیر.
    فکر کنم بخاطر دردی که در گلو دارید کم می نویسید؟!
    موفق تر از همیشه باشی

  3. روزنگار گفت،

    سه شنبه, فوریه 12, 2008 روی

    ای کاش زخم هایم زبان داشتند تا بگویند …

  4. Heaven Searcher گفت،

    چهار شنبه, فوریه 13, 2008 روی

    گلو درد بهتر شد ؟

  5. شیخ الشیوخ گفت،

    چهار شنبه, فوریه 13, 2008 روی

    خوب نیستم

    خفقان گرفته‌ام

  6. باران گفت،

    جمعه, فوریه 15, 2008 روی

    غمگین ولی زیبا بود
    لینکت کردم

  7. ناشناس گفت،

    شنبه, فوریه 16, 2008 روی

    nice

  8. آرزو گفت،

    شنبه, فوریه 16, 2008 روی

    ومن هستم هنوز..
    با درد گلو ..
    خراش قلم ..
    كلمه هاي ناگفته ..
    جمله هاي بهم نچسپيده ..
    ماندنم بيشتر از من اميد دارد ..
    انگار..

  9. rambo3 گفت،

    شنبه, فوریه 16, 2008 روی

    چیز خوبی ساختی عزیزم وقت کردی سری به ولاگم بزن

  10. daryoush گفت،

    دوشنبه, فوریه 18, 2008 روی

    فکر کاملا باید فهمیده باشم چه خبره( در گلویه مرده ات نبض را حس کرده ام )

  11. طلسی گفت،

    یکشنبه, فوریه 24, 2008 روی

    سلام عزیزم
    چه شعر قشنگی !
    گنبد مینا اسم قشنگی برای وبلاگ.
    به وبلاگ منم یه سری بزن اگه دوست داشتی اگه اجازه بدی دوست دارم لینکت کنم.
    پیش ما بیا مهربون.

  12. ناشناس گفت،

    یکشنبه, فوریه 24, 2008 روی

    Taghdim be Ostad’e aziz

    Roo Ghobar’e.. poshte shisheh
    esme Khubeto Neveshtam

    mesle har rooz’o hamisheh
    ine engar, sarneveshtam

    roo tan’e sard’e Derakhta
    esmemuno.. Hak mikardam

    be Omide rooz’e Didar
    be to hargez shak nakardam

  13. خرمگس خرفت گفت،

    سه شنبه, فوریه 26, 2008 روی

    خوب نیستم مامان بزرگ

    از رابطه میترسم و بازم درگیرشم
    درگیر خودمم…………… خودم…………. ترک خورده ام مادر بزرگ…………. باید داد بزنم.میشنویییییییییییییییییییی

  14. ايماني مهر گفت،

    چهار شنبه, فوریه 27, 2008 روی

    اين اتفاق، ضجه نميخواست؟!!!

  15. سعید گفت،

    پنجشنبه, فوریه 28, 2008 روی

    این غیبت طولانی
    گواه دست‌های عاطلِ بی‌کار من است!

  16. چاغنامه گفت،

    چهار شنبه, مارس 12, 2008 روی

    در پس پرده دلی هست که برای پرنده ریش ریش شود
    بیا
    برای
    داشته هایمان غریبانه سر در شانه های هم غریبانه
    بگرییم

نظر بدهید